که همیشه تو بلاتکلیفیم...
از این دنیا هم هیچی نفهمیدم...
هیچ کاری هم نکردم...
ولی موندم چراخستم...
...
شاید خستم از اینکه فقط کندم...
دلم رو از همه خواستم...
آره...
زمین و چاله هم کندم...
تا بسپارم ب خاک و بره یادم...
تمام آرزوهام و خواستم...
همینه ک من خستم...
...
چه سخته دل کندن
چه سخته چال کردن
برچسب: خاک تو سرم,خاک تو سرمن,خاک تو سرم شد,خاك تو سرم,خاک تو سرمون,خاك تو سرت,خاک تو سرت,خاک تو سرت روزگار,خاك تو سرت معنى,خاک تو سرت به انگلیسی,
نویسنده: سام جلالی